تبلیغات
close your eyes
 
close your eyes
English For Ever
درباره وبلاگ


اینجا سیاره ی من است

شاید کمی کوچک باشد

اما دنیای خیال من اندازه ندارد...

در این سیاره من هستم و رویاهایم ... من و خنده ها و اندوه هایم ... من و یک ذهن سیری ناپذیر ...


من اکنون در جستجوی آرزوهای خود هستم ... در جستجوی چیزی که همیشه مثل گنج در ذهنم دور از دست بشریت پنهان کردم ...


روزی به تمام رویاهای خود خواهم رسید ... و آن روز دور نیست ...

مدیر وبلاگ : فلورانس ....
نویسندگان
نظرسنجی
نظرت راجب وبلاگم چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 4 آبان 1394
فلورانس ....
I am full of feeling

I need a romance

I need to start a new love

I need a lover man for ever

I wana a love

A heat heart for me

A frist kiss

Touching hands
  
Sleeping toeghter

Face to face

Feeling his breath 

To be relax

I wana a love, a spc love, a hot love, i m ready .....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 26 اسفند 1393
فلورانس ....


زمان حال کامل استمراری
فاعل+ have/has + been+ فعل + ing + مفعول


این زمان نشان می دهد که کاری در گذشته در یک زمان معین یا نامعین شروع شده و تا زمان حال ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد

I have been living here since 1983

یعنی زندگی کردن من اینجا از سال ۱۳۶۲ شروع شده و تا زمان حال ادامه داشنه و هنوز هم ادامه دارد

I have been watching tv

It has been snowing all day, and the streets are too wet to go out now

یعنی در یک زمان نامعینی امروز برف شروع شد و هنوز هم ادامه دارد

We have been teaching English here since 2006

یعنی از سال ۱۳۸۴ در سایت سلام زبان انگلیسی تدریس کردیم و این کار هنوز هم ادامه دارد
البته در افعالی که در حالت سکون هستند بهتر است از زمان حال کامل استمراری استفاده شود تا زمان حال کامل.
افعالیکه در حالت سکون هستند مثل:

Stay, sit, rest, work, sleep, live, stand, wait, talk, learn, look, lie, listen, study.



طرز شناختن حال کامل استمراری:شناختن این زمان مثل حال کامل می باشد با این فرق که ماضی نقلی در زمان حال کامل می شود، ولی ماضی نقلی استمراری هنوز در زمان حال ادامه دارد که البته حروف اضافه و یا قیودی که برای ماضی نقلی بکار می رود برای ماضی استمراری هم صدق می کند

- He is lying on the floor now.حال استمراری

- He has been lying there for two hours.حال کامل استمراری


طرز ساختن حال کامل استمراری:

این زمان را با ماضی نقلی فعل بودن (have/has been) بعلاوه ی شکل (ing) فعل اصلی می سازند.

 

طرز منفی و سوالی کردن حال کامل استمراری:
عیناً مانند ماضی نقلی، سوالی و منفی می شود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 29 دی 1393
فلورانس ....


سلام دوستان

اینم بخش اول لغات ضروری تافل

سعی می کنم زودتر تمام بخش هاشو تایپ کنم براتون بزارم :)







در خارج، به خارج، از خارج
=abroad

ناگهانی، غیر منتظره= abrupt

پذیرفتنی، قابل قبول، مقبول، پسندیده = acceptably

هورا، هلهه، تحسین، تشویق، فریاد خوشایند، استقبال = acclaim

بالفعل، در عمل، واقعا، به راستی = actually

مخالف، مغایر، نامساعد، نامطلوب، ناسازگار = adverse

توصیه، سفارش، نصیحت، پند، نظر = advice

جالب، جذب کننده، جذاب، گیرایی = attractive

به طور جذابی، به طور گیرایی، به طرز زیبایی = autonomous

مخالفت کردن، عدم تایید، بد دانستن، غلط دانستن = disapproval

اشوبگر، اخلالگر، اشوب طلب، مختل کننده = disruptive

به طور تصادفی، تصادفی، بدون نقشه، همین طوری = haphazardly




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 15 دی 1393
فلورانس ....

Adam Lambert


Steel to my tremblin' lips

قوطی استیل (مشروب) روی لبهای لرزانمه


How did the night ever get like this?

چطور شد که امشب هم به این شکل شد ؟


One shot and the whiskey goes down, down, down

یک جرعه مینوشم و ویسکی پایین میره , پایین, پایین, پایین


Bottom of the bottle hits

(مشروب) ته قوطی مستم میکنه


Waking up my mind as I throw a fit

ذهنم رو همینطور که اعصابم بهم ریختس بیدار میکنه


The breakin’ is takin’ me down, down, down

شکستی که خوردم همینطور من رو پایین میبره, پایین, پایین پایین

My heat’s beating faster

قلبم داره تند تر میزنه


I know what I’m after

من میدونم که به دنبال چی هستم

I’ve been standing here my whole life

من تمام زندگیم رو اینجا موندم


Everything I’ve seen twice

از همه چیز هم به انداره کافی دیدم


Now it’s time I realized

حالا وقتشه که درک کنم


It’s spinning back around now

داره دور سرم میچرخه


On this road I’m crawlin

من توی این راه دارم دست و پا میزنم


Save me cause I’m fallin

من رو نجات بده چون دارم سقوط میکنم


Now I can’t seem to breathe right

حالا احساس میکنم که نمیتونم درست نفس بکشم


Cause I keep runnin runnin runnin runnin

چون دارم میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin runnin runnin runnin

میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin from my heart

من از قلب خودم دارم فرار میکنم


Round and around I go

دوباره و دوباره من

Addicted to the numb livin’ in the cold

به این بی حسی معتاد میشم و زندگی سردم رو ادامه میدم


The higher, the lower, the down, down, down

هر چی بالاتر میرم پایین پست تر میشه پایین پایین پایین


Sick of being tired and sick

خسته شدم از خسته و بیزار بودن


And ready for another kind of fix

و حالا آماده ام برای بازسازی خودم


The damage is damning me down, down, down

این آسیب داره منو نفرین میکنه به پایین پایین پایین

My heat’s beating faster

قلبم داره تند تر میزنه


I know what I’m after

من میدونم که به دنبال چی هستم

I’ve been standing here my whole life

من تمام عمرم رو اینجا موندم


Everything I’ve seen twice

از همه چیز هم به اندازه کافی دیدم


now it’s time I realized

حالا وقتشه که درک کنم


It’s spinning back around now

داره دور سرم میچرخه


On this road I’m crawlin

من تو این راه دارم دست و پا میزنم


Save me cause I’m fallin

من رو نجات بده چون دارم سقوط میکنم

Now I can’t seem to breathe right

حالا احساس میکنم که دیگه نمیتونم درست نفس بکشم


Cause I keep runnin runnin runnin runnin

چون دارم میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin runnin runnin runnin

میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin from my heart

دارم از قلب خودم فرار میکنم

Oh, I’m coming alive

من دارم از خواب بیدار میشم


Oh, I’ll wake up now and live

من الان بیدار میشم و به زندگیم ادامه میدم


Oh, I’m coming alive

من دارم از خواب بیدار میشم


A life that’s always been a dream

زندگی که همیشه رویا بوده


I’ll wake up now and live

من الان بیدار میشم و به زندگیم ادامه میدم


I’ve been standing here my whole life

من تمام عمرم رو اینجا موندم


My heat’s beating faster

قلبم داره تند تر میزنه


I know what I’m after

من میدونم که به دنبال چی هستم

I’ve been standing here my whole life

من تمام عمرم رو اینجا موندم


Everything I’ve seen twice

از همه چیز هم به اندازه کافی دیدم


Now it’s time I realized

حالا وقتشه که درک کنم


It’s spinning back around now

داره دور سرم میچرخه


On this road I’m crawlin

من دارم تو این راه دست و پا میزنم

Save me cause I’m fallin

من رو نجات بده چون دارم سقوط میکنم

Now I can’t seem to breathe right

حالا به نظر میرسه که دیگه نمیتونم درست نفس بکشم


Cause I keep runnin runnin runnin runnin

چون دارم میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin runnin runnin runnin

میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin from my heart

دارم از قلبم فرار میکنم


Cause I keep runnin runnin runnin runnin

چون دارم میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin runnin runnin runnin

میدوم میدوم میدوم میدوم


Runnin from my heart

دارم از قلبم فرار میکنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....
Adam Lambert


Hey , slow it down whataya want from me 
هی...یکم صبر کن...از من چی میخوای؟
Whataya want from me 
از من چی میخوای؟
Yeah I'm afraid whataya want from me 
آره...من میترسم...از من چی میخوای؟
Whataya want from me 
از من چی میخوای؟ 


There might have been a time 
ممکنه زمانی بوده باشهWhen I would give myself away

که من خودمو ازت دور کنم
Oooh once upon a time I didn't give a damn
و روزی روزگاری...من توجهی نکردم 
But now , here we are so whataya want from me

ولی حالا...به اینجا رسیدیم...پس از من چی میخوای؟ 
Whataya want from me

از من چی میخوای؟

Just don't give up I'm workin it out 

فقط نا امید نشو...دارم سعی خودمو میکنم
Please don't give in , I won't let you down
لطفا منو ترک نکن...نا امیدت نمیکنم 
It messed me up , need a second to breathe

یکم گیج شدم...میخوام یه لحظه نفس بکشم 
Just keep coming around

فقط همین دور و برا بمون 
Hey , whataya want from me
هی!از من چی میخوای؟ 
Whataya want from me

از من چی میخوای

؟Whataya want from me

از من چی میخوای؟

Yeah , it's plain to see ( plain to see )  
آره...این مثل روز معلومه
that baby you're beautiful
که تو زیبایی 
And there's nothing wrong with you
( nothing wrong with you )  
و هیچ مشکلی به خاطر تو نیست 
It's me , I'm a freak ( yeah ) 1 
به خاطر منه...من یه احمقم -آر

هbut thanks for lovin' me

ولی ممنون که دوسم داری

Cause you're doing it perfectly 
( it perfectly )  
چون این کارو فوق العاده انجام میدی-فوق العاده

There might have been a time
ممکنه زمانی بوده باشه 
When I would let you slip away 
که بزارم ازم دور شی
I wouldn't even try من حتی امتحان نمیکنم
But I think you could save my life

ولی میدونم میتونی جونمو نجات بدی
Just don't give up I'm workin' it out 
فقط نا امید نشو...دارم سعی خودمو میکنم
Please don't give in , I won't let you down 
لطفا منو ترک نکن...نا امیدت نمیکنم
It messed me up , need a second to breathe 
یکم گیج شدم...میخوام یه لحظه نفس بکشم 
Just keep comin around 
فقط همین دور و برا بمون 
Hey , whataya want from me ( Whataya want from me ) 1

هی!از من چی میخوای؟ 
Whataya want from me ( Whataya want from me ) 1 
از من چی میخوای؟ 

Just don't give up on me 
فقط از من نا امید نشو
uuuuuuh - I won't let you down 
نا امیدت نمیکنم
No , I won't let you down 
نه...نا امیدت نمیکنم

So hey - just don't give up

پس فقط نا امید نشو

I'm workin it out 
دارم سعی خودمو میکنم
Please don't give in

, لطفا منو ترک نکن

I won't let you down

نا امیدت نمیکنم
It messed me up ( It messed me up ) 1 
یکم گیج شدم
Need a second to breathe 
میخوام یه لحظه نفس بکشم

Just keep coming around 
فقط همین دور و برا بمون 
Hey , whataya want from me 
هی!از من چی میخوای؟ 

Just don't give up I'm workin' it out 
فقط نا امید نشو...دارم سعی خودمو میکنم
Please don't give in , i won't let you down 
لطفا منو ترک نکن...نا امیدت نمیکنم 
It messed me up , need a second to breathe 
یکم گیج شدم...میخوام یه لحظه نفس بکشم 
Just keep coming around 
فقط همین دور و برا بمون 

Hey , whataya want from me ( whataya want from me ) 1 
هی!از من چی میخوای

؟whataya want from me ( whataya want from me ) 1 
از من چی میخوای؟
whataya want from me 
از من چی میخوای؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

صفات برتر

 کلماتی مانند :  خوب ،‌بد ،‌ زشت ، بلند عموما برای توضیح اسم و درنقش صفت ظاهر می شوند . گاهی از صفات برای مقایسه دو شی ، دو فرد و ... استفاده می کنیم . به عنوان مثال داریم : 

 ساختمان ما از ساختمان شما خوب تر است . 

کفش من از کفش تو بدتر است .

 موی تو از موی مریم زشت تر است .  

دیوار مدرسه از دیوار بیمارستان بلندتر است .  

  در تمام جملات برای  مقایسه از   کلمه " از " و  پسوند " تر " استفاده شده است . در زبان  انگلیسی برای تبدیل صفت به صقت برتر قوانین زیر را داریم : 

 1-     برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی :  به آخر صقت " er"  اضافه می کنیم 

 . Tall -------------  taller 

Small -----------  smaller 

      2-  برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند  و یا صفتهایی که  به   " full " , " ious " ختم می شوند . در           صفت از پیشوند  " more " استفاده می کنیم . 

 Comfortable ------------------  more comfortable

Beautiful      ------------------  more beautiful

Delicious     ------------------  more delicious

  3-     صفت ها نیز مانند دیگر قواعد زبان انگلیسی بدون استثنا نیستند . بعضی صفتها در هنگام تبدیل شدن به صفت برتر ساختار جدیدی پیدا می کنند . در زیر چند نمونه را به عنوان مثال می نویسم : 

 Good--------------  better

Bad   --------------  worse

  در جملات انگلیسی نیز مانند فارسی هنگام استفاده از صفت برتر از حرف اضافه " از " استفاده می کنیم . که ترجمه آن می شود :  than .

 مثال  : 1-  درخت سیب از درخت گیلاس بلندتر است .

 An apple tree is taller than cherry tree.  

          2-  غذای ایرانی از غذای ژاپنی خوشمزه تر است

The Iranian food in more delicious than Japanese food . 

           3-  امیر از علی بهتر است .

 Amir is better than Ali

. نکته :   برای  تاکید یک صفت برتر نیز از  " more " استفاده می کنیم .  

 An apple tree is more taller than cherry tree. 

  صفت برترین 

 در بعضی از جمله ها با استفاده از صفت به اسم حالت مطلق می دهیم . مانند : بهترین کتاب ،‌ زیباترین رنگ ، بلندترین درخت ، خوشمزه ترین غذا و .............به جملات زیر نگاه کنید : 

من بهترین مادر دنیا رو می شناسم . 

 سیب مفیدترین میوه برای بدن است . 

 ایران زیباترین  کشور دنیاست .   

 در فارسی صفت برترین با استفاده از پسوند " ترین " ساخته می شود . در انگلیسی قواعد زیر را داریم : 

 1-     برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی : به آخر صفت  "est "  اضافه می کنیم

.         Tall -------------- tallest

  Small ------------ smallest 

      2-  برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند  و یا صفتهایی که  به   " full " , "        در          صفت از پیشوند  " most " استفاده می کنیم .  

 Comfortable ------------------  most comfortable

Beautiful      ------------------  most  beautiful

Delicious     ------------------  most  delicious

  3-  در مورد صفتهایی که در حالت صفت برتر  قاعده پذیر نیستند ،‌در حالت صفت برترین هم همین بی قاعدگی وجود دارد . 

  Good ------------- best

 Bad ---------------worst 

توجه کنید که در جملات انگلیسی حتما و حتما قبل از صفت برترین حرف تعریف " the  " قرار می گیرد . 

  مثال : 1-  این بلندترین درخت جهان است

.This is the tallest tree in the world .       

     2-  کباب خوشمزه ترین غذای دنیاست .

Kebab is the most delicious food in the world

.          3-  امیر بهترین دوست من است

Amir is my best friend

  نکته : در مثال 3 از حرف تعریف  " the " استفاده نکردیم  ،‌چون با استفاده از صفت ملکی " my "  دیگر نیازی به استفاده از حرف تعریف نیست . در درسهای آینده در مورد حرف تعریف صحبت می کنیم .       

     نکته : درجملات انگلیسی برای تاکید صفت برترین از پیشوند " most " استفاده می شود .

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....



1- بیشتر اسمهای انگلیسی را می توان با اضافه كردن s با آخر آنها به جمع تبدیل كرد.

door

doors

 

book

books

pen

Pens

 

cat

cats

 

2- اسمهای مختوم به s – sh – ch –x – z – ss را بوسیله es به جمع تبدیل می كنیم.

box

boxes

 

church

churches

bus

buses

 

glass

glasses

 

3-  اسمهای مختوم به y در صورتیكه حرف مافبل y یك حرف بی صدا باشد هنگام جمع بستن y  حذف و مابقی كلمه ies می گیرد.

lady

ladies

 

army

armies

ولی چنانچه حرف ماقبل y یكی از حروف صدادار باشد، كلمه هنگام جمع بستن فقط s می گیرد.

boy

boys

 

valley

valleys

 

 

 

 

 

 

4- كلماتی كه به حرف f یا fe ختم می شوند در هنگام جمع بستن f یا fe به ves تبدیل می شوند.

leaf

leaves

 

wife

wives

knife

knives

 

thief

thieves

یادآوری: roof و proof و برخی از كلمات دیگر از این قاعده مستثنا هستند و فقط s می گیرند.

 

5- برخی از كلمات مفرد را بوسیله تغییر حروف صدادار آنها به جمع تبدیل می كنیم.

man

men

 

tooth

teeth

foot

feet

 

woman

women

 

6- برخی از كلمات مفرد را با اضافه كردن حروفی غیر از s یا es به آخرشان به جمع تبدیل می كنیم.

child

children

 

criterion

criteria

 

 

 

 

 

 

7- مفرد بعضی از كلمات همانند جمع آن هاست.

sheep

sheep

 

fish

fish

 

 

 

 







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....



1.     مَنْ طَلَبَ شیئاً وَ َجَدَّ وَجَدَ. (عاقبت جوینده یابنده بود.)

2.     مَنْ صارَعَ الحقّ صَرَعَــهُ . (هر که با حق در افتد ور افتد.)

3.     الیَـدُ الواحدةُ لا تُــصفّق . (یک دست صدا ندارد)

4.     وَهَبَ الأمیرُ ما لا یَـمْلِک . (از کیسه خلیفه می‌بخشد)

5.     لا یمدح العروسَ إلّا أهلُها (هیچ کس نمی‌گوید ماست من ترش است)

6.     مَنْ قَــرَعَ باباً و لَجّ وَلَجَ . (عاقبت جوینده یابنده است)

7.     من طلب العُلی سَهِرَ اللیالی . (گنج خواهی در طلب رنجی ببر.)

8.     لکلّ مقام مقال. (هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد)

9.     الکلام یجرّ الکلام. (حرف حرف می کشد .)

10. باتَ یَشوی  القراح . (آه ندارد که با ناله سودا کند)

11. ماهکذا تورد یا سعد الإبل (این ره که تو می‌روی به ترکستان است)

12. کلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)

13. من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بی‌خار خداست)

14. من حَفَرَ بئراً لأخیه وََقَعَ فیها . (چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی)

15. تَسْمَع بالمُعیدی خیرٌ مِن أن تَراه. (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)

16. لکلّ فرعون موسی . (دست بالای دست بسیار است)

17. ماحَکّ ظَهری مثلُ ظُفری . (کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)

18. کلم اللسان أنکی مِن کلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)

19. کالمُسْتَجیر من الرّمضاء بالنّار .(از چاله به چاه افتادن)

20. لا تؤخّر عمل الیوم إلی غدٍ . (کار امروز را به فردا میفکن)

21. لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (کسی  به خاطر گناه برادرش مؤاخذه نمی شود.)

22. لکلّ جدید لذّة.       (نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار)

23. لا یُلدَغُ العاقلُ من جُحر مرّتین (آدم خردمند دوبار از یک سوراخ نیش نمی خورد.)

24. عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی)

25. غاب القطّ إلعب یا فار (گربه نیست پس ای موش بازی کن .هر کاری می خواهی بکن.)

26. فعل المرء یدلّ علی أصله (از کوزه همان برود تراود که در اوست)

27. فوق کلّ ذی علم علیم (دست بالای دست بسیار است)

28. أظهرُ من الشمس . (آشکارتر از خورشید است .)

29. قاب قوسین أو أدنی (کنایه از بسیار نزدیک بودن)

30. الصبر مفتاح الفرج (گر صبر کنی زغوره حلوا سازی)

31. الطیور علی أشکالها تقع (کبوتر با کبوتر باز با باز   کند همجنس با همجنس پرواز)

32. عاد بخُفَّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت)

33. أین الثَـری و أین الثریّا ؟  (دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه هر دو جانسوزند ولی این کجا و آن کجا)

34. زاد الطّین بلّه (قوز بالا قوز شد.)

35. خیر الناس من ینفع الناس (بهترین مردم کسی است که به مردم نفعی برساند)

36. بیضة الیوم خیر من دجاجة الغَد. (سیلی نقد به ازحلوای نسیه)

37. بلغ السّکین العظم (کارد به استخوان رسید)

38. عصفور فی الید خیر من عشرة علی الشجرة. (سرکه نقد به زحلوای نسیه)

39. ربّ سکوت أبلغ من الکلام (چه بسا سکوتی که از سخن گفتن شیواتر است)

40. السکوت أخو الرّضا. (سکوت علامت رضاست)

41. رحم الله إمرئ عمل عملاً صالحاً فأتقنه (کار نیکو کردن از پر کردن است)

42. حبه حبه تصبح قبه (قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود)

43. الحسود لا یسود (حسود هرگز نیاسود)

44. الحقّ مرّ .(راستی  تلخ است)

45. خیر الأمور أوسطها (اندازه نگهدار که اندازه نکوست  هم لایق دشمن است و هم لایق دوست.)

46. خیر البرّ عاجله (در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست)

47. خیر الکلام ما قلّ و دلّ (کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ تا ز اندک تو جهان شود پر)

48. خالِفْ  تُـعْرَف (مخالفت کن تا  مشهور شوی .)

49. لک یَفُتْ مَن لَمْ یَمُتْ ← ماهی را هر موقع از آب بگیری تازه است

50. الفائتُ لا یُستَدْرَکُ ← آب رفته به جوی نیاید

51. کالقابِضِ علی الماء ← آب در هاون کوفتن  -    باد در قفس کردن

52. مَقْتَلُ الرَجُل بین فَکّیْهِ ← زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد .

53. قُدّتْ سُیورُهُ مِنْ اَدِیمِکَ ← سر و ته یک کرباس‌اند

54. یُقدِّمُ رِجْلاً و یُؤخّرُ أُخْری ← یک پا پس یک پا پیش می کشد.

55. لَیسَ القَوادمُ کالخوافی ← خدا پنج انگشت را مثل هم نیافریده است.

56. مِنَ القَلبِ الی القَلبِ ← دل به دل راه دارد

57. اِقْلَع شَوْکک بِیَدک ←  کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

58. لَوُقُلْتُ ثَمْره لَقال جَمْره ← اگر بگویم ماست سفید است می‌گوید سیاه است

59. القَولُ ینفذُ مالا تَنْفُذُ الِابَرُ ← با زبانش مار را از سوراخ بیرون می‌کشد

60. و بَعضُ القولِ یَذْهَبُ فی الرِّیاحِ ← حرف او و باد هوا یکی است

61. مِن کثَرهِ مَلّاحِیها غَرقتِ السَّفینهُ ← آشپز که دو تا شد آش یا شور می‌شود یا بی نمک

62. هَذا الکعکُ مِن ذاک العَجِینُ ← سر و ته یک کرباس‌اند

63. یَکفِیکَ مِمّا لا تَریَ ما قدْ تَرَی ← سالی که نکوست از بهارش پیداست -  به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

64. کلّْ کَلْبٍ ببابه نَبّاحٌ ← هر سگ به درخانه خویش است دلیر

65. لِبَس له جِلد النَّمِر ← برای او چاقویش را تیز کرد -  چنگ و دندان نشان دادن

66. مِثلُ النّعامهِ لاطَیرٌ و لاجَمَلٌ ← به شتر مرغ گفتند بپر گفت شترم ، گفتند بار ببر گفت :مرغم

67. کلّفتْنِی مُخَّ البَعُوضِ ← مرا پی نخود سیاه فرستاد

68. لَیِّنُ الکَلامِ قَیْدُ القُلوب ← به نرمی برآید ز سوراخ مار

69. عِنْدِ الاِمتحانِ یُکرَمُ المَرءُ اَوْ یُهان ← به کُشتی پدید آید از مرد ، مرد

70. اَلْمَرءُ تَوّاقٌ اِلَی مَا لَمْ یَنَلْ ← مرغ همسایه غاز می‌نماید

71. المَرْءُ بَخلیلهِ ← بگو با که‌ای ، تا بگویم که‌ای -  تو اول بگو با کیان زیستی پس آنکه                 بگویم که کیستی؟

72. مَنْ یَمْشِ یَرْضَ بِما رَکِبَ ← کاچی به از هیچی.

73. لایملکُ شروَی نَقِیر ← توی هفت آسمان یک ستاره هم ندارد

74. مالٌ تَجْلِبهُ الرِّیاحُ تَأَخذهُ الزَّوابعُ ← باد ‌آورده را باد می‌برد

75. یا مَاءُ لو  بِغَیْرک غَصِصْتُ ← هرچه بگندد نمکش می‌زنند

76. لا یُنْبِتُ البَقلَه اِلاّ الَمْقلَه ← گرگ زاده عاقبت گرگ شود

77. نَبْحُ الکِلابِ لا یَضُرُّ بِالسَّحابِ ← به حرف گربه سیاه باران نمی‌بارد

78. ناجِزاً بِناجزٍ (نقد معامله می‌کنم) ← امروز نقد فردا نسیه

79. مَن نَجَا بِرأسِهِ فقد رَبِحَ ← خَرِ ما از کُرّگی دم نداشت

80. مَنْ نَهَشَتْهُ الحَیّهُ حَذِرَ الرَّسَنَ ← مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

81. هل یَنْهَضُ البازی بلاجَناح ← یک دست ، صدا ندارد

82. لا نَاقَتی فی هذا و لا جَمَلی ← نه سر پیاز است نه ته پیاز

83. ما اَهْوَنَ الحربَ علی النَظّاره ← بیرون گود نشسته و می‌گوید لنگش کن

84. الهَوَی مِنَ النَوَی ← دوری و دوستی

85. اِنّ الهَوَی شریکُ العَمَی ← عشق کور است

86. الوَحْدهُ خَیرٌ مِن جَلیسِ السُّوء ← هست تنهایی به از یاران بد

87. حتّی یَرِدَ الضَّبُّ . یعنی :تا بزمجّه به آبشخور بیاید ← وقت گل نی 

88. وَعدُ الکریمِ دَیْنٌ ← چو عهدی با کسی کردی به جا آر که ایمان است عهد از خویش مگذار

89. موَاعِیدُ عُرْقُوب (اسم مردی بدقول) ← وعده سرخرمن دادن

90. مَن اِتّکل علی زادِ غَیرهِ طالَ جَوعُه ← یعنی :هرکه به امید توشه همسایه نشست ، گرسنگی اش به درازا می کشد.   - کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

91. ویَلٌ لِلحَسُود مِن حَسَدِهِ ← حسود هرگز نیاسود

92. ویلٌ اهَونُ مِن وَیلَیْنِ ← جای شکرش باقی است

93. یَومٌ لَنا و یومٌ علینا ← چنین است رسم سرای درشت گهی پشت بر زین وگهی زین به پشت

94. الیومَ خمرٌ و غداً اَمْرٌ ← چو فردا شود فکر فردا کنیم

95. ما یوَمُ حَلِیمهَ بِسِرّ ← شتر سواری و دولا دولا

96. اَنا الغریقُ فما خَوْفی من الَبلل ← آب که از سرگذشت چه یک وجب ، چه صد وجب

97. الغَمراتُ ثمَّ یَنْجَلینَ ← پایان شب سیه سفید است

98. هذاالفرسُ و هذا المیدان ← این گوی و این میدان

99. اَعْظِ القَوسَ بارِیها ← کار را باید به کاردان سپرد

100. لا تَطَرحِ الدُّرّ اَمام الکَلْبِ ← قدر زر زرگر شناسد

101.  ما لا یُدرَک کلُّه لا یُترک کلُّه ← آب دریا را اگر نتوان کشید – هم به قدر تشنگی باید چشید

102. لَیِّنُ الکلامِ قَیدُ القُلوب ← زبان خوش ، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد

103. الماضِی لا یُذکَرُ ← گذشته ها گذشته .

104. یَحْسَبُ المَمْطورُ اَنّ کلّاً مُطِرَ ← کافر همه را به کیش خود پندارد

105. المَوتُ حَوضٌ مَوُرودٌ ← مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.

106. اِنّ الحبیبَ الی الاِخوانِ ذوالمال ← تاپول داری رفیقتم ، عاشق بند کیفتم

107. اَخْفَی من الماء تحتَ الرَّفهِ ← آب زیرکاه

108.  لا یعرفُ الِهرَّ من البِرّ ← هرّ را از برّ تشخیص نمی‌دهد

109.                    واحدٌ کالَالف ← مشت نمونه خروار است

110.                    جادَت بِوَصلٍ حینَ لا ینفع الوَصلُ ← آمدی جانم به قربانت ، ولی حالا چرا؟

111.                    یداک اَوْکتا وفُوک نَفَخَ ← خودم کردم که لعنت بر خودم باد

112.                    یأکَلْنی سَبُعٌ ولا یأکلنُی کلبٌ ← همه را برق می‌گیرد ما را چراغ نفتی.

113.                    کالباِحث عن حَتْفهِ بظَلْفهِ ← تیشه به ریشه خود زدن  

114.                    لواِتّجرتَ بالأکفان ما ماتَ احدٌ. ←اگر  لب دریا بروی خشک می‌شود

115.                    ترکُ الجواب علی الجاهل جواب ← جواب ابلهان خاموشی است

116.                    اِنّ الجَبانَ حتفُهُ مِن فوقه ← آدم شجاع یک بار و ترسو هزار بار می‌میرد

117.                    اَجْرَدُ مِنْ صَلَعه ← مثل کف دست

118.                    هذا جَزاءُ مُجیر أُمّ عامِر (کفتار) ← مار در آستین پروردن است

119.                    اَحْقَدُ مِن جملٍ ← کینه‌ ای تر از شتر

120.                    لکُلّ ساقِطة لاقطة. ← دیوار موش دارد ، موش هم گوش داره

121.                    سِرْ و قمرٌ لک ← تا تنور داغ است نان را بچسبان

122.                    سِیلَ به و هو لایدری ← دنیا را آب ببرد او را خواب می برد.

123.                    شُعاعُ الشّمْس لا یُخْفَی و نورُالحَقّ لا یُطفَی ← آفتاب همیشه پشت ابر نمی‌ماند

124.                    مَنْ صَارَع الحقَّ صَرَعَه ← هر که با حق درافتد ور افتد.

125.                    مَصَائبُ قَومٍ عندَ قومٍ فَوائدُ ← یعنی مصیبتهای  مردمی برای مردمی دیگر سودها دارد.

126.                    ایّاکَ و اَن یَضرِبَ لسانُک عُنقکَ ← زبان سرخ ، سرِ سبز می‌دهد بر باد

127.                    ضِغْثٌ علی اِبّالة ← قوز بالای قوز

128.                    طَبیبٌ یُداوی النّاسَ و هو علیلٌ. ← کَلْ اگر طبیب بودی ، سر خود دوا نمودی .

129.                    یا طَبیبُ طِبَّ نَفْسَک ← تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی‌برد؟!

130.                    مَنْ طَلَبَ اَخاً بِلا  عَیبٍ بَقیَ بلا اَخ ← گل بی خار نباشد.

131.                    اِنّ الطّیورَ علی اَشکالها تَقَعُ ← کبوتر با کبوتر باز با باز     کند همجنس با همجنس پرواز

132.                    الاعمال بِخَواتِمها ← کار را که کرد ؟ آن که تمام کرد .

133.                    اَغنی الصَّباحُ عن المِصْباح ← یعنی : بامداد به چراغ نیاز ندارد.

134.                    اِنّ معَ الیومِ غداً . ← فردایی هم هست.

135.                    غَداؤهُ مرهونٌ بَعَشائهِ ← هشتش گروی نه است.

136.                    کمُستَبُضِع التَّمرِ الی الهَجَر ← زیره به کرمان می‌برد ، چغندر به هرات

137.                    اَسْمَعُ جَعجعهً و لاأرَی طَحَناً ← حرف می‌شنوم و عمل نمی‌بینم.

138.                    ما اَشْبهَ اللّیلة بالبارحة ← به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است

139.                    الشّاةُ الَمذبوحة لاتألم السَّلخَ .← مرده از نیشتر مترسانش.

140.                    لابدَّ دُونَ الشَّهْدِ من اِبَرِ النَّخلِ ← هر که را طاووس خواهد جور هندوستان کشد

141.                    الشّیبُ کُلّه عیبٌ . یا  شایب و  عایب . ← پیری و هزار عیب.

142.                    اِسْمَع و لا تُصدِّقْ ← بشنو و باور مکن.

143.                    ضَیفُ العِشاء ما لَـهُ العَشاء ← مهمان دیروقت ، خرجش با خودش است.

144.                    الطَّریفُ خفیفٌ و التّلیدُ بلیدٌ ← نو که آید به بازار کهنه شود دل آزار

145.                    طَرْفُ الفَتی یُخبرُ عن جَنانه ← رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون

146.                    خَفِّفْ طعامَک تأمَنْ سَقامَک . ← کم بخور ، همیشه بخور.

147.                    مَواعِیدُ عُرقُوبٍ . ← وعده سرِ خرمن می دهد.

148.                    صاحَتْ عَصافیرُ بطنی. ← روده بزرگ روده کوچک را خورد .

149.                    غُبار العمل خَیرٌ مِنْ زَعفران العُطلة . ← دو صد گفته چون  نیم کردار نیست.

150.                    الأعمی یَخْرأ فَوق السَّطح وَ یحسَبُ اَنّ النّاس لا یَـرَوْنَــه ← مثل کبک سرش را زیر برف می کند.

151.                    العُنْقُود العَالی حُصْرُمُ. ← دستش به انگور نمی رسد می گوید : ترش است.

152.                    إنَّ لِلحیطان آذاناً. ← دیوار موش دارد موش هم گوش دارد.

153.                    قد جَعَلَ اِحدَی اُذنَیهِ بُستاناً و الأُخری مَیداناً ← یک گوشش در است ، یک گوشش دروازه

154.                    اِسْتَوَتْ بهِ الاَرضُ ← هفت کفن پوسانده است.

155.                    اَکَلْتُم تَـمْری و عَصیْتُم أمــری. ← نمک خوردی و نمکدان شکستی.

156.                    ذَهَب أمسُ بِما فیه . ← گذشت آنچه گذشت

157.                    کُلُّ اِناء بالّذی  فیه یَنْضَحُ ← از کوزه همان برون تراود که در اوست

158.                    بَطنٌ جائعٌ و وجهٌ مَدهُون ← پز عالی ، جیب خالی.

159.                    بعضُ الشیء اَفْضَلُ مِن لاشیء ← کاچی به از هیچی

160.                    بَاکِرْ تَسعَدْ.   ← سحر خیز باش تا کامروا شوی.

161.                    بَلغَ السِّکّینُ العَظْم . ← کارد به استخوان رسید.

162.                    بَیضَهُ الیومِ خَیرٌ من دَجاجه الغَدِ ← سیلی نقد به از حلوای نسیه

163.                    ما کلُّ بَیضاءَ شَحْمَهٌ ← هر گردی ، گردو نیست

164.                    تِلکَ بتلکَ یا عَمْروُ ← این به آن در

165.                    کما تَدِینُ تُدانُ ← از مکافات عمل غافل مشو.

166.                    کالمَربُوط و الَمْرعَی خَصیبٌ. ← دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

167.                    رَجَعَ بخُفَّی حُنَین. ← دست از پا درازتر برگشت.

168.                    کالمُستَجِیر منَ الرَّمضاء الی النّار ← از چاله درآمد به چاه افتاد.

169.                    رُبَّ رَمْیةٍ مِن غَیر رامٍ ← گاه باشد که کودکی نادان   به خطا بر هدف زند تیری

170.                    تَجرِی الّریاحُ بِمالا تَشْتَهِی السُّفنُ ← خدا کشتی آنجا که خواهد بَرَد   اگر ناخدا جامه بر تن دَرَد

171.                    الرّائدُ لایکذِبُ اَهَلهُ ← کارد ، دسته خودش را نمی‌بُــرد

172.                    عَلی مَن تَقرأ مَزامیرَک؟ یا داوود . ← یاسین به گوش خر خواندن

173.                    زُرْ غِبّاً تَزْدَدْ حُبّاً. ←  اگر خواهی عزیز شوی    یا بمیری یا دور شوی

174.                    سَبَقَ السَّیفُ العَذْلَ. ← دیگر کار از کار گذشته است.

175.                    سحابهُ صَیفٍ عَن قلیلِ تَقَشَّعُ .← این نیز بگذرد.

176.                    ابنُ الِاسْکافِ حَفیان و  ابنُ الحائکِ عُریان. ← کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌‌خورد.

177.                    اَضیقُ مِن سُمّ الخِیاطِ ← مثل سوراخ سوزن

178.                    تحتَ البَرّاق سمُّ ناقِعٌ . ← مار خوش خط و خال

179.                    الأعوَرُ فی بلادِ العِمیانِ مَلِکٌ. ← به شهر کوران ، یک چشم ، سلطان است.

180.                    لیسَ الخبرُ کَالمُعایَنة. ← شنیدن کی بود مانند دیدن

181.                    اِیّاک اَعْنِی و اسْمَعی یا جَارَتی ← در! به تو می‌گویم    دیوار! تو بشنو

182.                    رُدَّ الحجَر مِنْ حیثُ أتاک ← کلوخ انداز را پاداش سنگ است

183.                    الحدیدَ بالحدید یُفلِحُ ← آهن را به آهن توان کوفت

184.                    منْ طَلَب الحَسناءَ یُعطِی مَهَرها ← هر کرا طاووس باید ، جور هندوستان کشد

185.                    الحقیقة مُــرٌّ. ← حرف حق ،‌تلخ است .

186.                    جاءَ بِقَرنَی حِمارٍ ← دروغ شاخدار

187.                    ربّما اراد الصَّدیِقُ الاحمقُ نَفَعَک فَضَرَّک ← دوستی خاله خرسه

188.                    دَوامُ الحالِ من المحال ← همیشه در به یک پاشنه نمی‌گردد

189.                    خَرقاءُ عیّابه. ← آبکش به آفتابه می‌گوید دو سوراخ داری.

190.                    اِخْتَلط الحابلُ بالنّابِل ← خر تو خر شد – شیر تو شیر شد.

191.                    الخَیرُ فِیما وَقَعَ ← هرچه پیش آید ، خوش آید.

192.                    یَدْرُجُ فی کُلّ وَکْرٍ. ← نخود هر آشی است.

193.                    اَلْقِ دَلْوَک فی الدِّلاء. ← سنگ مفت ، گنجشک مفت.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....



  1. Das Eisen schmieden, solange es heiß ist.
    1. ترجمه: تا آفتاب می درخشد، علف ها را خشک کن.
    2. معادل: تا تنور داغ است نان را بچسبان، تا تنور گرم است نان دربند.


  2. Den Wald vor lauter Bäumen nicht sehen.
    1. ترجمه: از انبوه درختان جنگل پیدا نیست.
    2. معادل: آنقدر جلو چشم بود که دیده نمی شد.


  3. Durch Dick und Dünn gehen.
    1. ترجمه سفر کردن با کسی در راه باریک و عریض
    2. معادل: (از حافظ) اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش  حریف خانه و گرمابه و گلستان باش .


  4. Eine Schwalbe macht noch keinen Sommer.
    1. ترجمه: با آمدن یک چلچله تابستان نمی آید.
    2. معادل: با یک گل بهار نمی شود.


  5. Eine Stecknadel im Heuhaufen suchen.
    1. ترجمه و معادل: دنبال سوزن در انبار کاه گشتن.


  6. Kleider machen Leute.
    1. ترجمه: لباس ها مردم را می سازند.
    2. معادل: آستین نو بخور چلو


  7. Leichter gesagt als getan.
    1. ترجمه: گفتنش از انجام دادنش ساده تر است.
    2. معادل: از حرف تا عمل فاصله بسیار است.


  8. Rom ist auch nicht an einem Tag erbaut worden.
    1. ترجمه: شهر رم یک روزه ساخته نشده است.
    2. معادل: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.


  9. Viele Köche verderben den Brei.
    1. معنی: آشپزهای زیادی فرنی را خراب می کند.
    2. معادل: آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک.


  10. Aus einer Mücke einen Elefanten machen.
    1. معنی: از توده ای موش کور ساخته کوه ساختن.
    2. معادل: از کاه کوه ساختن.


  11. Die Katze im Sack kaufen.
    1. معنی: گربه را داخل کیسه خریدن
    2. معادل: هندوانه دربسته خریدن.


  12. Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins
    1. معنی: شخص نباید داخل دهان اسب هدیه شده را نگاه کند.
    2. دندان های اسب پیشکشی را نمی شمرند.


  13. Hunde, die bellen, beißen nicht.
    1. معنی: سگی که پارس می کند گاز نمی گیرد.


  14. Morgenstund’ hat Gold im Mund.
    1. معنی: کرم از آن مرغ سحر خیز است.
    2. معادل: سحرخیز باش تا کام روا باشی.


  15. Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.
    1. معنی: با یک سنگ دو پرنده زدن.
    2. معادل: با یک تیر دو نشان زدن.


  16. Alles auf eine Karte setzen.
    1. معنی: تمام پول را روی یک کارت شرط بستن.
    2. معادل: تمام تخم مرغ ها را داخل یک سبد گذاشتن.


  17. Lügen haben kurze Beine.
    1. معنی: دروغ گو پاهای کوتاهی دارد.
    2. معادل: دروغ گو کم حافظه است.


  18. Probieren geht über studieren.
    1. معنی: تجربه کردن بهتر از آموختن است.
    2. معادل: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.


  19. Wie man in den Wald hineinruft, so schallt es heraus.
    1. معنی: کسی که در بیابان فریاد زند، بازتاب آن را خواهد شنید.
    2. معادل: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو   یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو


  20. Reden ist Silber, Schweigen ist Gold.
    1. معنی: صحبت کردن نقره ای است و سکوت طلایی.
    2. معادل: (از امثال و حکم) اگر گفتن سیم است خاموشی زر است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

la riqueza es para el que la disfruta, y no para el que la guarda

ثروت برای کسی است که از آن لذت می برد، نه برای کسی که آنرا نگه می دارد

.

en el peligro se conoce al verdadero amigo

دوست واقعی درخطر شناخته می شود

.

a caballo regalado, no se le miran los dientes

دندان های اسب پیشکشی را نگاه نمیکنند

.

querer es poder

خواستن توانستن است

.

ir y no volver, es como querer y no poder

رفتن و برنگشتن، مثل خواستن و نتوانستن است

.

entre un hombre y una mujer no hay amistad posible. hay amor, odio, pasión, pero no amistad

بین یک زن و یک مرد دوستی امکان پذیر نیست. عشق،احساس و تنفر هست. اما دوستی نه

.

peor es estar sin amigos que rodeado de enemigos

بدون دوست بودن بدتر است از در بین دشمنان بودن

.

del amor al odio, sólo hay un paso

از عشق به نفرت، فقط یک قدم هست

.

el amor entra con cantos y sale con llantos

عشق با آواز میاد و با گریه میره

.

fácil es recetar, pero difícil curar

نسخه دادن راحت است اما درمان کردن سخت

.

el amor es ciego, y el matrimonio lo cura

عشق کور است، و ازدواج آن را درمان می کند

.

cuando el gato no está, los ratones bailan

وقتی گربه نیست، موش ها می رقصند

.

agua clara y corriente, no contamina a la gente

آب روشن و روان، مردم را آلوده نمیکند

.

agua que corre nunca se corrompe

آبی که در جریان است، هرگز فاسد نمیشود

.

el amor da al necio osadía y entendimiento

عشق; به نادان، جسارت و فهم میدهد

.

el amor destierra la vergüenza

عشق خجالت را کنار میزند

.

el caracol donde nace, pace

حلزون همون جا که به دنیا میاد، همونجا هم میچره

.

casado casa quiere

فرد متاهل خونه میخواد

.

el cazador ruidoso es el que consigue menos pájaros

شکارچی پر سر و صدا، کسیه که پرنده کمتری گیرش میاد

.

el cerebro es embustero; el corazón verdadero

مغز فریب دهنده است، قلب واقعیت گو

.

el ciego y el ignorante, tienen el mismo talante

کور و نادان مثل هم هستند

.

pan y vino y carne quitan el hambre

نون، شراب و گوشت، گرسنگی را برطرف میکنند

.

para alcanzar, porfiar

برای به دست آوردن، سماجت کردن

.

para bien morir, bien vivir

برای خوب مردن، خوب زندگی کردن

.

para cualquier dolencia es remedio la paciencia

برای هر درد و مرضی صبر درمان است

.

para cruzar un río y dar dinero, nunca seas el primero

برای گذشتن از رودخانه، و پول دادن هیچ وقت اولین نفر نباش

.

perro muerto, ni muerde ni ladra

سگ مرده نه گاز میگیره نه پارس میکنه

.

perro que ladra, guarda la casa

سگی که پارس میکنه، از خونه مواظبت میکنه

.

pueblos unidos, jamas serán vencidos

ملت متحد هرگز مغلوب نخواهند شد

.

rey nuevo, ley nueva

شاه جدید، قانون جدید






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

la riqueza es para el que la disfruta, y no para el que la guarda

ثروت برای کسی است که از آن لذت می برد، نه برای کسی که آنرا نگه می دارد

.

en el peligro se conoce al verdadero amigo

دوست واقعی درخطر شناخته می شود

.

a caballo regalado, no se le miran los dientes

دندان های اسب پیشکشی را نگاه نمیکنند

.

querer es poder

خواستن توانستن است

.

ir y no volver, es como querer y no poder

رفتن و برنگشتن، مثل خواستن و نتوانستن است

.

entre un hombre y una mujer no hay amistad posible. hay amor, odio, pasión, pero no amistad

بین یک زن و یک مرد دوستی امکان پذیر نیست. عشق،احساس و تنفر هست. اما دوستی نه

.

peor es estar sin amigos que rodeado de enemigos

بدون دوست بودن بدتر است از در بین دشمنان بودن

.

del amor al odio, sólo hay un paso

از عشق به نفرت، فقط یک قدم هست

.

el amor entra con cantos y sale con llantos

عشق با آواز میاد و با گریه میره

.

fácil es recetar, pero difícil curar

نسخه دادن راحت است اما درمان کردن سخت

.

el amor es ciego, y el matrimonio lo cura

عشق کور است، و ازدواج آن را درمان می کند

.

cuando el gato no está, los ratones bailan

وقتی گربه نیست، موش ها می رقصند

.

agua clara y corriente, no contamina a la gente

آب روشن و روان، مردم را آلوده نمیکند

.

agua que corre nunca se corrompe

آبی که در جریان است، هرگز فاسد نمیشود

.

el amor da al necio osadía y entendimiento

عشق; به نادان، جسارت و فهم میدهد

.

el amor destierra la vergüenza

عشق خجالت را کنار میزند

.

el caracol donde nace, pace

حلزون همون جا که به دنیا میاد، همونجا هم میچره

.

casado casa quiere

فرد متاهل خونه میخواد

.

el cazador ruidoso es el que consigue menos pájaros

شکارچی پر سر و صدا، کسیه که پرنده کمتری گیرش میاد

.

el cerebro es embustero; el corazón verdadero

مغز فریب دهنده است، قلب واقعیت گو

.

el ciego y el ignorante, tienen el mismo talante

کور و نادان مثل هم هستند

.

pan y vino y carne quitan el hambre

نون، شراب و گوشت، گرسنگی را برطرف میکنند

.

para alcanzar, porfiar

برای به دست آوردن، سماجت کردن

.

para bien morir, bien vivir

برای خوب مردن، خوب زندگی کردن

.

para cualquier dolencia es remedio la paciencia

برای هر درد و مرضی صبر درمان است

.

para cruzar un río y dar dinero, nunca seas el primero

برای گذشتن از رودخانه، و پول دادن هیچ وقت اولین نفر نباش

.

perro muerto, ni muerde ni ladra

سگ مرده نه گاز میگیره نه پارس میکنه

.

perro que ladra, guarda la casa

سگی که پارس میکنه، از خونه مواظبت میکنه

.

pueblos unidos, jamas serán vencidos

ملت متحد هرگز مغلوب نخواهند شد

.

rey nuevo, ley nueva

شاه جدید، قانون جدید






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

افعال کمکی (معین)

افعال کمکی یا معین معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

 

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

past participle

past tense

-s form

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

  • She can play the piano quite well. (not: She cans ...)
     

  • He must work harder. (not: He musts ...)

 

2- در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

  • What would you buy if you won the lottery?
    (not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

  • You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...)
     

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 musting, musted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

  • I might could wash the car.

 

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

  • 'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')
     

  • 'I've never been to China. Have you?'





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

To swipe your card

کشیدن کارت، شما کارتتان را برای ورود به مترو در ماشین کارت خوان ورودیه می کشید

 

Many tourists have trouble swiping their fare card in the New York City subway.

اکثر جهان گردان در کشیدن کارت کرایه مترو در شهر نیو یورک مشکل دارند.

 


To hail a cab

تاکسی گرفتن، با خبر کردن راننده تاکسی برای سوار شدن در آن

 

It’s almost impossible to hail a cab when it rains.

معمولا در زمان های بارش باران تاکسی گرفتن غیر ممکن است.

 


A cabbie

به راننده تاکسی می گویند

 

Cabbies in New York don’t like to make trips to Brooklyn because they think it’s a waste of time.

در نیو یورک راننده تاکسی ها علاقه ای به رفتن به Brooklyn ندارند چون به نظرشان وقت تلف کردن است.
 

 

 

On the Road

در جاده

 

Neck of the woods

به معنی منطقه، ناحیه یا همسایگی است

 

I will call you when I get to your neck of the woods.

وقتی به نزدیکی های شما رسیدم تماس میگیرم

 


To make a pit stop

توقف کوتاهی برای صرف غذا، نوشیدن یا حمام کردن

 

Can we make a pit stop at the next exit? I want to grab a snack.

آیا در خروجی بعدی می توانیم برای مدت کوتاهی توقف داشته باشیم؟ می خواهم یک خوراکی بگیرم.

 


To hit the road

آغاز کردن یک سفر

 

Come on, let’s hit the road. It’s already 10am and we need to be there by 2pm.

زود باش بیا بزنیم به جاده. الان ساعت 10 صبح است و تا 2 بعد از ظهر باید آنجا باشیم.

 


To take a road trip

به مسافرتی که با ماشین و برای چند ساعت، یا حتی چند ماه انجام میشود میگویند.

 

We took a month-long road trip around the United States when we were in college.

وقتی دانشجو بودیم مسافرت یک ماهه ای را با ماشین دور ایالات متحده رفتیم.

 


To fill it up

به پر کردن کامل باک می گویند.

 

A: How much gas do you need?

چقدر بنزین نیاز دارید؟

B: Just fill it up, please!

پرش کنید لطفا!

 


To hit the open road

به شروع یک مسافرت با ماشین می گویند.

 

After a weekend of classes, he was happy to leave and hit the open road.

بعد از یک هفته  کلاس های پشت سر هم، برای رفتن به مسافرت با ماشین بسیار خوشحال بود.
 

 

 

General Travel Vocab and Expressions

اصطلاحات عمومی و واژگان سفر

 

To get away

به رها شدن از زندگی روزمره و شروع یک سفر می گویند.

 

I have been working too hard this summer. I really need to get away.

من تمام طول تابستان را سخت کار کردم و نیاز به یک استراحت دارم.

 


To be homesick

به زمانی می گویند که در مسافرت هستید و دلتان برای خانه تنگ شده باشد.

 

The kid was homesick after two weeks at camp.

آن بچه بعد از دو هفته اقامت در اردوگاه دلش برای خانه تنگ شده بود.

 


Souvenir

چیزهایی که در سفر برای یادآوری خاطرات سفر میخرید را می گویند.

 

I bought a scarf as a souvenir when I went to France.

وقتی به فرانسه سفر کرده بودم یک روسری به عنوان سوغاتی خریدم.

 


To have itchy feet

وقتی شما اوقات سختی را در اقامت در جایی میگذرانید و خواستار سفر کردن و دیدن مکان های جدید هستید، می گویند که شما یک جا بند نمی شوید.

 

My friend Joe can’t stay in one place. He is always moving around. He has itchy feet.

دوستم جو نمی تواند در یک مکان بماند و همیشه دوست دارد به جاهای مختلف برود و یک جا بند نمی شود.

 


Off the beaten path

 مکانی که معمولا کسی به آنجا سفر نمی کند،
دور افتاده

 

I don’t like to visit the usual tourist attractions. I prefer to go to places that are off the beaten path.

من زیاد به جاذبه های توریستی شناخته شده علاقه ندارم. ترجیح میدهم به مکانهای دور افتاده سفر کنم.

 


To travel light

سبک سفر کردن، بدون بار و بنه مسافرت کردن

 

If you go hiking this summer, remember to travel light.

اگر این تابستان قصد رفتن به پیاده روی داری، بدون بار و بنه برو.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....

At a Hotel

 

Bell hop or bell boy

پیشخدمت، شخصی که به هنگام ورود شما به هتل، چمدانهای شما را حمل می کند و به درخواستهای شما رسیدگی میکند.

 

The bell boy put our suitcases on the cars as we got out of the taxi and entered the hotel.

پسر خدمتکار چمدانها را به محض پیاده شدن ما از تاکسی و ورود به هتل برداشت.

 


To check in

این عمل در ابتدای اقامت در هتل انجام میشود. وقتی شما اتاق رزرو کردید باید برای گرفتن کلید ثبت نام کنید.

 

What is the earliest time we can check in at your hotel?

نزدیک ترین زمان برای ثبت نام اتاق هتل کی است؟

 


To check out

این عمل در پایان اقامت شما انجام می شود. وقتی شما تسویه می کنید، هزینه ی هتل را می پردازید و کلیدها را تحویل میدهید.

 

Don’t forget to turn in your key when you check out.

یادتان نرود که هنگام تسویه حساب کلید را تحویل دهید.

 


Room service

در بیشتر هتل ها معمولا با هزینه های بالا، غذا را به اتاق می آورند.

 

I don’t feel like going out for dinner. Let’s stay in and order room service.

من حوصله ی رفتن به بیرون برای شام را ندارم. بهتر است سفارش سرویس اتاق را بدهیم.

 


Wake up call

تماس تلفنی است که توسط هتل به منظور بیدار باش برای رسیدن به یک جلسه یا پرواز برقرار می شود. شما می توانید تماس بیدار باش را از پذیرش درخواست کنید.

 

I don’t want to miss my flight tomorrow, so I’m going to ask for a wake up call at 5 am.

نمیخواهم پرواز فردا را از دست بدهم بنابراین میخواهم درخواست تماس بیدار باش در ساعت 5 صبح را بدهم.

 


Maid

خدمتکار، خانمی که بعد از ترک شما اتاق را تمیز می کند.

 

John left a tip for the maid when he checked out of his hotel.

جان زمان تسویه به خدمتکار هتل انعام داد.

 

 


To book a room

به رزرو اتاق هتل از پیش می گویند.

 

If you visit New York City in the summer, you should book a room in advance because it’s a busy time of year in the Big Apple.

اگر شما در تابستان از شهر نیویورک بازدید می کنید،باید از پیش اتاق رزرو کنید، چون در هتل Big apple از زمانهای شلوغ سال است.
 

 

 

At the Airport

در فرودگاه

 

Shuttle bus

اتوبوس کوچکی که شما را از یک ترمینال به ترمینال دیگری می برد.

 

We got off the plane and jumped on a shuttle bus to get to other terminal for our connecting flight.

از هواپیما پیاده شدیم و سوار اتوبوس خطی شدیم که به پرواز دیگرمان برسیم.

 


To take off

به برخاستن هواپیما از زمین و شروع سفر می گویند.

 

What time does your plane take off tomorrow?

فردا چه ساعتی هواپیمایتان برمیخیزد؟

 

 


To touch down

لحظه ای که هواپیمایتان با باند فرودگاه برخورد می کند و برای بار اول به مقصد می رسد.

 

When we touched down in L.A., I turned on my cell phone to get my messages.

وقتی در فرودگاه لوس آنجلس فرود آمدیم، تلفن همراهم را روشن کردم تا پیغام هایم را دریافت کنم.

 


To have a layover

وقتی در یک فرودگاه توقف می کنید و هواپیمایتان را برای رسیدن به مقصد نهایی عوض می کنید.

 

Mary has had a long day. She had a layover in New York on her way home to Boston.

ماری روزی طولانی داشته. او در نیویورک برای رسیدن به خانه اش در بوستون توقفی داشته است.

 


To see someone off

بدرقه کردن کسی که در حال رفتن به مسافرت است.

 

Dan’s mom saw him off this morning at the airport.

مادر دان امروز صبح او را در فرودگاه بدرقه کرد.

 


Red-eye

پروازی که در اواخر شب انجام می شود و بعد از صبح به مقصد می رسد.

 

The cheapest and most convenient flights across the United States are usually red-eyes.

ارزانترین و راحتترین پروازها به مقصد ایالات متحده معمولا پرواز شب هستند.

 


Elbow room

فضایی در هواپیما بین محل استراحت شما و همسایه تان.

 

There is only one airline that offers enough elbow room.

فقط یک خط هوایی وجود دارد که فضای کافی برای استراحت دارد.

 


To set off

زمانی که شما سفری را شروع می کنید.

 

When did you set off on your journey around the world?

چه زمانی عازم سفر دور دنیا می شوید؟

 


Baggage claim

جایی است که بعد از پیاده شدن از هواپیما میتوانید چمدانهای بررسی شده را بردارید. نام دیگرش Luggage carousel است.

 

After everyone got off the flight they went down to the baggage claim to get their luggage.

بعد از اینکه همه از هواپیما پیاده شدند به طرف محل تقاضای چمدان رفتند تا اسبابشان را تحویل بگیرند.
 

 

 

On Public Transportation

در وسایل حمل و نقل عمومی

 

در حمل و نقل عمومی نامهای زیادی برای سفر با قطارهای زیر زمینی در ایالات متحده وجود دارد که عبارتند از:

The subway (New York City)

The T (Boston):

BART (San Francisco)

The Metro (Washington, D.C)

 


To hop on the subway

به معنی سریع سوار شدن در قطار یا مترو است.

 

Instead of hailing a cab, you should hop on the subway to get to 42nd street.

به جای تاکسی خبر کردن، سریع سوار مترو شو تا به خیابان چهل و دوم برسی.

 


Fare

کرایه، مقداری پول برای گرفتن بلیط مترو یا اتوبوس است.

 

The fare for one ride on the T in Boston is $2.50.

کرایه ی مترو در بوستون 2.5 دلار است.

 


Turnstile

دری است که معمولا در ورودیه ی متروها وجود دارد و اجازه ی عبور یک نفر را در آن واحد می دهد.

 

You can’t get through the turnstile without swiping your card.

شما بدون کشیدن کارت نمی توانید از ورودیه ی گردان در مترو بگذرید.

 


Local train

قطار محلی (در تمام ایستگاهها توقف می کند.)

 

To get from Union Square to 28th street, you should take a local subway.

برای رفتن از میدان Union به خیابان بیست و هشتم باید سوار متروی محلی شوی.

 


Express train

یک قطار سریع السیر که فقط در ایستگاههای خاصی توقف می کند و معمولا ایستگاههای شلوغی هستند.

 

The downtown express train will get you from 86th street to 59th street in a few minutes.

قطار سریع السیر مرکز شهر تا چند دقیقه ی دیگر از خیابان هشتاد و ششم به خیابان پنجاه و نهم می رسد.

 


Uptown train Downtown train

این نام ها نشان دهنده ی مسیری است که یک متروی خاص در نیویورک حرکت می کند.

 

Where can I get an uptown train?

کجا می توانم سوار قطار بالا شهر شوم؟

 


Inbound train/ Outbound train

این نامها نشان دهنده ی مسیری است که یک مترو در مسیر ویژه ی بوستون حرکت می کند.

 

To get from Harvard Square to Boston Common, you need to take an inbound Red Line T.

برای رفتن از میدان Harvard به روستای بوستون، باید سوار مترویRed line  شوید.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 12 دی 1393
فلورانس ....


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...